پائيز فصل عشق بازی در هوای گذشته

سلام .

آره بازم منم همون دیوونه همیشگی . 16.gif

ساعت ۶:۳۰ دقیقه عصر بود . درختان شسته از باران

بوی نم . . .  بوی خاک . . . بوی نو شدن . . . در خیابان استاده ام . . . کیفی بر دوش

کتابی زیر بغل . . . پیاده رو جلو دانشگاه خلوت تر از همیشه

دخترکی با کیسه ای پر از کتاب با لبخندی زورکی از کنارم رد می شود

نمی دانم من به او سلام کردم یا او به من . فقط گذشتنش را دیدم. سخت و سرد

همچنان ایستاده ام . . . بی هیچ بهانه ای . . . به کجا می رود ؟؟ نمی دانم

قدم هایم  بوی تند رگبار را به خود گرفتند . . . خیس می شوم

ترو تازه مثل پائیز . . . در این خطوط بی قافیه  . .. با آتش نگاه شما  . . . تو و داداشی

تا همیشه . . . 

روزهای تلخ غربت نشینی . . . آبان ۸۳ . . . صدای ممتد بوق تلفن . . و بعد صدای رفیق

الو محمد منصورم . . . گوشی و بردار . . . می دونم که هستی

ببین  ما دارم میریم . . . . امشب . . . کانادا . . .  هیچ کدوم نتونسیم زودتر بگیم

فکر کردیم این جوری راحت تره واسه همه . . . بوق . . . .

پائیز فصل عشق بازی در هوای گذشته است . . .

حالا در گوشه ای از پایتخت سرما زده  . . . برای من در گذشته گرفتار

هر نشانه از دیروز خوب را مرور می کنم . . .

آری باران می بارد . . . این نشانه پائیز است . . . نشانه یک آغاز است . . .

بر شیشه پنجره می خورد . . . زندگی بار دیگر شروع شد . . . سخت است . . .

تمام وجودم پر از گریه می شود . . . ابری ابری است . . . پیش خود فکر می کنم

کاش آنروز آن سلام بی هدف را نمی گفتم  . . .

این روزها آسمان هم مثل من تکلیفش معلوم نیست . . . نه به آن آفتاب آدم کش

نه به این باران بی حد . . .

باران بد جوری روی صورتم شلاق می زند . . . باور می کنم . . .

زمستان نزدیک است . . .  

/ 64 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهسا

مبارکه برنده شدنت به ما هم سر بزن وبلاگت باحاله

لی کوچولو

پيشم بيااااااااااااااااااااااااااااا دلم تنگ شده نظر بده راجع به حرفاااااااااااااااااااااام

علی

ای قوم به حج رفته.........

سحر

سلام نمی دم چون اونقدر از دستت عصبانی ام که حد نداره منو میشناسی من آبجی سحر هستم همون دختری که پاشنه کلبه تنهایی اونو تو سال از جا می کندی هی سر می زدی فکر کن یادت می یادیادت اومد تو چرا سر نمی زنی ؟؟؟بگو دیگه نو که اومده به بازار کهنه شده دل آزاریادم باشد : حرفی نزنم که دلی بلرزد و خطی ننویسم که کسی را آزار دهد ،یادم باشد : که روز و روزگار خوش است یادم باشد : برای سیاهی ها نور بپاشم ،یادم باشد : از چشمه ، درس خروش بگیرم و از آسمان ، درس پاک زیستن،یادم باشد سنگ خیلی تنهاست، باید با او هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند ،یادم باشد: برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام نه برای تکرار اشتباهات گذشته !یادم باشد: هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم ! یادم ب

نیایش

[نیشخند]یه دونه آدرس داشتم اما یادم نمی یومد آدرس کجاست .. دویدم و دویدم تا به وبت رسیدم [نیشخند] .. آخی خیلی متروک شده اینجا .. بیا یه دستی به سر و گوشش بکش گناه داره طفلکی [زبان]

freecountry.persianblog.ir releasepath.persianblog.ir